السيد حامد النقوي

9

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

همين جاست كه در بعض روايات تصريح بنام نامى آن جناب واقع شده به اين الفاظ فمن أراد بابها فليات عليّا كما لا يخفى على من راجع فرائد السمطين للحموى و نظم درر السمطين للزرندى و معارج الوصول له ايضا و پر ظاهرست كه اگر اصحاب ثلاثه ابواب مدينه علم مىبودند و العياذ بالله مرتبه بابيت مدينه علم براى شان قبل از آن جناب حاصل مىبود و بكدامى مصلحت آن حضرت ذكر بابيت ايشان در صدر اين حديث صراحة نفرموده بود لا اقل در ذيل اين حديث در مقام امر رجوع و اتيان اقتصار بر ذكر جناب امير المؤمنين عليه السّلام نمىفرمود و ديگران را نيز شريك آن جناب مىكرد و به همين وسيله اظهار بابيت ايشان مىفرمود و چون هيچ اشاره ازين مطلب درين ارشاد با سداد نيست چگونه گفته مىشود كه ديگران هم باب مدينه علم بودند هل هذا الا مجرد الافك و الافتراء و بحت التجاسر و الاجتراء چهارم آنكه اگر فرض كرده آيد كه اصحاب ثلاثه ابواب مدينه علم بودند و اين هم فرض كرده شود كه جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم ذكر ايشان در اين حديث بنابر مصلحتى نفرمود معذلك پر ضرور بود كه ذكر بابيت ايشان در حديثى ديگر فرمايد و ايشان را ازين امتياز راسا محروم نگرداند و هر گاه ذكرى از بابيت ايشان در اين حديث نيست و در ديگر احاديث نيز اهل سنت نشان آن نمىتوانند داد پس مزعوم عاصمى جز آنكه خيال خام و از جمله هواجس اوهام تصور كرده آيد چه چيز مىتواند شد پنجم آنكه اصحاب ثلاثه بسبب جهالت و نادانى و حيرت و سرگردانى خود كه در قضاياى موفوره و واقعات غير محصوره و نوازل متضافره و محال متكاثره بكرات و مرات بيشمار واضح و آشكار شده هرگز هرگز قابليت آن ندارند كه بادناى مراتب علم موصوف كرده شوند چه جائى كه العياذ باللّه ابواب مدينه علم گفته آيند حاشا و كلا هيچ عاقل كه ادنى خطى از انصاف و ترك اعتساف داشته باشد ابدا تجرى نمىكند برينكه چنين احلاف جهل را ابواب مدينه علم وانمايد و به اين جسارت سراسر خسارت ابواب عذل و ملام ارباب احلام بر روى خود گشايد بالجمله ادعاى عاصمى در توجيه اين حديث شريف كه خلفاى ثلاثه نيز در بابيت مدينه علم با جناب امير المؤمنين عليه السّلام شريك بودند در ظهور بطلان و فساد و انحزام و انهداد اگر چه به حدى رسيده كه محتاج بيش ازين تنبيه نيست ليكن لختى ديگر بكلام نحيف گوش داده حرفى بس نغز بايد شنيد تصريحش اينكه اين كلام فاسد النظام عاصمى بنابر افاده خودش مدفوع و مردود و منقوض و مطرودست زيرا كه سابق برين عاصمى بسبب حسن فهم خود بر مذهب اهل حقّ